خرید بک لینک

بستنی میخرم و مینشینم روی لبهx9dی یک سنگِ ساییده شده. عکسش را توی گوشی میبینم، دلم برایش تنگ شده، رویش زوم میکنم. گاهی آنقدر زیاد که پیکسل هایش بیرون بزند... میگویم هوای اینجا عالیست. بیا بدویم تا آن کاجها و بنشینیم زیر سایهشان و من دستم را بگذارم روی موهایت. و یادآوری کنم که بخندی! آخر اخم به تو نمیآید... به خودم میآیم؛ بستنیام آب شده روی سنگ ساییده شده... رویاییترین شهرها هم بی تو کسل کنندهاند.

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:44

صفحه بندی