- بی کاری باعث شده پول هایم بیشتر و زودتر خرج شوند! امروز وارد بانک شدم که شرایط وام را سوال کنم. رئیس شعبه پشت میزش نشسته بود و آشنا به نظر میآمد. کمی چشمانم را تنگ کردم تا مطمئن شوم علیرضاست. چند لحظه بی حرکت ماندم و بعد با سرعت از بانک خارج شدم...
- سال 87 من و پسر همسایه مان دقیقا یک رشته را قبول شدیم. من دانشگاه شریف و او دانشگاه آزاد رودهن. پدر من خوشحال بود و مدام خدا را شکر میکرد که پسرش دانشگاه روزانه قبول شده و نیاز نیست شهریه بپردازد! همسایهمان رئیس بانک بود و خوشحال بود پسرش وارد دانشگاه شده و همان سال برای علیرضا یک پژو 206 به عنوان جایزه خرید.
عنوان: یاس
برچسب:
نویسنده: پارسا هاشمی